
آوینی فیلم: درباره ی شهید بزرگوار آوینی و نگاه خاص و منتقدانه او در سینما نظر "ابولفضل پورعرب" را جویا شدیم كه او در این باره گفت: به نظر من شهید آوینی بر می گردد و با صدایش دوباره همه را بیدار می كند. او با شهدا بر می گردد.
وی افزود: شما نظر مخالفان را هم اگر درباره ی شهید آوینی بررسی كنید بسیار از نام او با احترام یاد می كنند وقتی مخالفان هم از یك نفر اینگونه تعریف می كنند معلوم است كه این شخصیت چه كسی است و منشش چیست.
پورعرب با بیان اینکه این شهید بزرگوار ساده و مقدس و پاك كار می كرد تاکید کرد: مرتضی موهبت سینمای ایران بود و هست و خواهد بود و نامش تا همیشه در سینما جاودانه خواهد بود.
به گفته وی "یكی دیگر از امتیازات شهید آوینی صداقت بود او شاید مستقیم در سینما كار نمی كرد اما دوربین بدست بود و با آن صدای گیرا و جذابش بسیار خوب كار می كرد و مجموعه های روایت فتح را بوجود می آورد كه بسیار دیدنی بوده است".
این بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به اینکه او نگاه منقدانه ی خوبی نسبت به سینما بود و یك منتقد توانای سینما اظهار داشت: اگر بخواهم خودمانی بگویم من نه جزء صنف مسلمانان سینما هستم نه جزء كافران اما نظرم درباره ی آوینی این است كه او یك بركت بود و زود پر كشید رفت.
وی ادامه داد: البته به نظر من خوب شد كه زود پر كشید و رفت و نماند تا این روزها را ببیند كه یك سری آدم برای سكه شب عید از 7 صبح تا 7 شب صف می كشند. خوب شد رفت و ندید كه دشمن الان چه كار می كند و چه حوادثی اتفاق می افتد.
بازیگر سریال "تنهاترین سردار" گفت: مرتضی با آن نگاه خاص خودش به سراغ مذهبی ها می رفت و حرف امام را تبییین می كرد كه سینما اگر در آن فحشا نباشد هیچ مشكلی ندارد و بسیار خوب است و از این نگاه در قشر مذهبی جامعه دفاع می كرد.
وی با بیان اینکه یكی دیگر از خصوصیات آوینی این بود كه با موج حركت نمی كرد و موج سوار نبود و دنبال حقیقت بود خاطرنشان کرد: به نظر من اگر آوینی امروز بود بر این حوادث سكوت نمی كرد. او جانش كه عزیزترین چیز آدمی است را در راه عقیده اش داد وقتی رفت با آن نگاهش حرف می زد انگار كه منتظر بود.
پورعرب با یادآوری اینکه شهید آوینی انتظار شهادت را می كشید و زیبا و آرام رفت افزود: من صدای پر و گیرایش را در برنامه هایش شنیده بودم اما هنگامی كه قیافه اش را دیدم باورم نشد.
بازیگر برتر جشنواره پانزدهم فیلم فجر در پایان درباره ی ارادت و احترام خود به این شهید بزرگوار گفت: من بعد از فوت خواهرم در فیلمی بازی نكرده ام و درحال حاضر پیگیر كارگردانی یك فیلمنامه هستم اما مطمئن باشید من در اولین فیلمی كه بازی كنم حتما از این شهید بزرگوار اسم خواهم برد.

جزیره لیبرتی یا آزادی، جزیره ای است در بالای خلیج کوچک نیویورک، ایلات متحده آمریکا که مجسمه آزادی در آن قرار دارد. این جزیره ۵ هکتاری حدودا در ۲/۴ کیلومتری جنوب غربی جزیره منهتن واقع شده است. قبل از این که در سال ۱۹۵۶، نام این جزیره به طور رسمی تغییر کند، جزیره بدلو نامیده می شد. مجسمه آزادی که توسط کشور فرانسه در سال ۱۸۸۴ به ایالات متحده داده شده بود در سال ۱۸۸۶ به این جزیره اهدا گردید. این مجسمه بر روی یک ستون در فورت وود قرار گرفته که دیوارهایش به شکل ستاره ۱۱ گوشه ای در طی سال های ۱۸۰۶ تا ۱۸۱۱ ساخته شد. در این جزیره تا سال ۱۹۳۷ قرارگاه نظامی وجود داشت. مجسمه آزادی در سال ۱۹۲۴ بنا شد، اما این اثر تاریخی و ملی در آن زمان محوطه بیرونی دیوارهای فورت وود را شامل نمی شد. بقیه جزیره نیز در سال ۱۹۳۷ به این اثر تاریخی و شاهکار ملی پیوست. این جزیره توسط خدمات رسانی پارک ملی اداره می شود. دفاتر اداری و منازل مسکونی کارمندان خدمات پارک ملی نیز در این جزیره بنا شده اند. این جزیره در حوزه استحفاظی و قلمرو قانونی ایالت نیویورک قرار دارد.

به ستاره ی داوود توجه کنید.
Sky high is my place
دل پاک حق جان پناه من است
The pure heart of Lord is my fortress
سحر تا غروب در خروشم مگر
Dawn to sunset I roar unless
از آن غروب صبحگاه من است
From that sunset is my morning
هراسی ندارم از طوفان نوح
I fear no Noah's storm
علی مرد حق چون که شاه من است
Ali the man of truth cause is my king
نگردد کسوفی در این آسمان
No eclipse can come to this sky
که سوی خدا نور ماه من است
That towards God is the light of my moon
تو آسوده باش و نترس از عدو
You be at ease and fear no foe
عدو در هراس از نگاه من است
Foe is alarmed from my sight
در این آسمان مرغ شوم فریب
In this sky the ominous bird of lure
اگر دیده شد از گناه من است
If is seen will be from my sin
نبینی تو هرگز گناهی زمن
Shall see no sin from me never
که تاریخ ایران گواه من است
That the history of Iran is my witness
تو آزرده از مکر دشمن مشو
Be not vexed from the lure of the foe
که دشمن کشی راه و رسم من است
That foe killing is my path and custom
در این ره شهادت مرا آرزوست
In this road Martyrdom is my dream
شفای دل روسیاه من است
Is the remedy to my shameful heart
امام صادق علیه السلام در سال های حیات خودشان روایتی به اسم حدیث توحید مفضّل دارند. ایشان در این حدیث آیات شگفتی از خلقت را بیان می کنند، که اگر شیعه این نگاه آیت بین را پی می گرفت، امروز دایره المعارفی از آیت های آفرینش داشت.
حضرت (ع)، در این حدیث آیت گوزن را به مفضل این گونه می فرمایند:
حیوانات علفخواری مانند شتر، خر، گورخر، گوزن و... وقتی در دشت و صحرا چرا می کنند، بعضاً در بین علف ها لانه ی ماری قرار دارد و آن ها متوجه آن نمی شوند، این مار هم با دیدن پوزه ی این حیوانات احساس خطر می کند و پوزه آن ها را نیش می زند و به این ترتیب حیوان به هلاکت می رسد. اما در این بین گوزن پوزه کوچک تر و سرعت عمل بالا تری دارد و در یک حرکت مار را به طور کامل میبلعد و مار بلعیده شده دیگر نمی تواند زهر خود را وارد بدن گوزن کند.در این شرایط گوزن بسیار تشنه می شود اما می داند که با خوردن آب زهرمار در تمام بدنش پخش شده و او را می کشد بنا براین در کنار آب زوزه می کشد و سم می کوبد ولی خویشتن پایی کرده و از آن آب نمی خورد تا زمانیکه مار از بدن او دفع شود.
به تعبیر امام صادق(ع) انسان با تقوا باید همانند آن گوزن اگر گناهی کرد و زهر آن گناه وارد روحش شد باید با خویشتن پایی و دوری از آن گناه روح خود را دوباره پالایش کند و به قول امام صادق(ع) :
مفضّل، در تقوا مانند گوزنی باش که مار خورده است.
بر اساس آیات قرآن کریم ایمان و کفر، هفت متعلق دارند:
ایمان و کفر به
الله
غیب
ملائک
انبیا
کتاب
قیامت
و آیات الهی
اگر ایمان به هر یک از این ها نفی شود در پی آن خواه ناخواه ایمان به هر شش متعلق دیگر نیز نفی می شود؛ به طور مثال فرد باید به غیب مومن باشد تا به الله، ملائک و... هم ایمان داشته باشد یا اگر کسی به وجود ملائک کافر باشد نمی تواند به کتاب، انبیا و ... هم ایمان بیاورد.
طی سالیان، اندیشمندان مسلمان و ادیان دیگر بر روی شش متعلق اول پژوهش هایی انجام داده اند اما آنچه از آن غفلت شده آیات الهی است؛ باید به این نکته توجه کرد که ایمان به آیات الهی مقوله ای جدا از ایمان به آیه های قرآن است چرا که ایمان به آیه های قرآن در متعلق ایمان به کتاب ذکر شده است.
بنا بر این در اینجا پرسش اصلی این است که این آیات الهی چیست؟
واژه ی «آیه» قدمتی بالغ بر چهارهزار سال دارد. ریشه ی آن به زبان آرامی به معنی «اشاره» برمی گردد و در یک جمله آیت را می توان این گونه تعریف کرد: «آیت، نشانی حبس شده در پدیده ها است.»
نکته ی دیگری که در این جا حائز اهمیت است این است که پایه ی حکمت نیز آیه است. بر همین اساس هر کس بتواند آیت موجود در پس پرده ی پدیده ها را کشف کند حکیم است؛ به همین میزان فرد هر قدر آیت بیشتری بداند حکیم تر است زیرا حکیم بودن ذودرجه است به گونه ای که «الله» طبق آیات قرآن حکیم مطلق است و خود قرآن نیز حکیم خوانده شده است.
همان طور که اشاره شد اساس حکمت آیه است، اما اساس فلسفه آرخه (کلمه ی یونانی) است؛ و از این جا اولین رگه های تفاوت حکمت و فلسفه مشخص می شود. خداوند می فرماید: «یؤتی الحکمه من یشاء» یعنی حکمت آن قدر ارزشمند است که پروردگار عالم آن را به هرکه "بخواهد" عطا می کند و آن، طبق آیات مصحف شریف، خیر کثیر است. آن چه این جا مورد تاکید است توجه به این نکته است که نباید حکمت همان فلسفه انگاشته شود چرا که تاریخ، فیلسوفان ملحد و کافر زیادی به خود دیده است در حالی که اگر خیر کثیر به آن ها رسیده بود حداقل کافر نبودند و این در حالیست که امکان ندارد حکیمی کافر باشد. اما دو فیلسوف با درجه فیلسوفی یکسان، یکی می تواند، مثل علامه طباطبایی، مومن و موحد و دیگری، مثل دیوید هیوم که به الحاد خودش اعتراف کرده بود، کافر و مشرک باشد.
علی دایی متولد 1348 است و دایی علی هم متولد 1348
دایی علی سال 1360دندانه ای ناقابل به زیر تاریخ تولد شناسنامه اش اضافه کرد تا مجوز حضور در جبهه های جنگ تحمیلی را در سن 12 سالگی دریافت کند.
همزمان که علی دایی سرش را مقابل توپ قرار می داد برای اعتلای ورزش کشورش ,دایی علی نیز برای حفظ سرحدات مرزی کشورش سرش را مقابل توپ و تانک و خمپاره و... قرار می داد.
...
نتیجه این شد که علی دایی با بیش از 100گل زده شده,شده آقای گل جهان ودایی علی با شکار بیش از 100 تانک مجاوز عراقی,شده جانباز و خانه نشین....
هم اکنون علی دایی به علت سرعت در رانندگی و صدمات وارده در تصادف,در بیمارستان بستری است و دایی علی هم به دلیل عارضه ی شیمیایی....
خبر بستری شدن علی دایی به عنوان قهرمان ملی در تمامی بخش های مختلف خبری (دقت فرمایید تمام بخش های خبری,نه بخش خبر ورزشی)پخش شد!ولی خبر بستری شدن دایی علی را هیچ کس متوجه نشد.
همزمان با خبر تصادف علی دایی,سه رزمنده دلاور سپاه برای کمک رسانی به مردم,جانشان فدا شد ولی هیچ کس این خبر را هم ندید.
در همین ایام,رکوردار سنی جانبازان شهید شد,کسی نفهمید!زیرا متولیان فرهنگی از جمله صدا وسیما نخواستند بفهمند که علی دایی و امثال اومدیون جانفشانی دایی علی و امثال او هستند.شاید هم فهمیدند و نخواستند روحیه ی عشق و ایثار,قدری فضای بهاری کشور را عطرآگین کند.
شاید می خواهند نسل جدید بجای آنکه مانند دایی علی لنگ هزینه های درمانی در شب عید باشد,غصه ی ساعت رولکس چند ده میلیونی علی دایی را بخورد!
برای علی دایی هلی کوپتر جهت انتقالش به خصوصی ترین و ایضا بهترین بیمارستان تهران اعزام می شود و کل هزینه های سهل انگاری او را حضرات دست در کیسه ی بیت المال تقبل می کنند ولی امثال دایی علی باید با همان امدادهای غیبی ,روزگار خود را سر کنند!هر چند که دیگر نه طلایی باقی مانده و نه فرشی و نه....تا غیب شود و هزینه های زندگی او تامین!!
در هنگام تحویل سال1391 از چند ساعت قبل ,تمامی شبکه های صدا و سیما ,حتی خواننده ها و هنرپیشه های دست چندم و فوتبالست های از رده خارج را به برنامه ی خود آورده بودند ولی دریغ از یک رزمنده یا جانباز یا خانواده ی شهید و....
وقتی در الگوسازی ها و معرفی معیارهای ارزشی ,اینگونه وارونه و تبعیض آمیز عمل می کنیم,چه انتظاری از جوانان و جامعه داریم؟...
مشاهده ی عکس علی دایی و دایی علی:

1- حسینیان 2-سقای بی ریا 3- زارعی
4-سلیمانی 5-نبویان 6-روانبخش
7-کوچک زاده 8-رسایی 9-حمیدزاده
10-نوباوه 11-سید مهدی هاشمی 12-آلیا
13-جوانمردی 14-دهقان 15-محمدی
16-صفارزاده 17-خلیلیان 18-طلا
19-کفایتی 20-استادآقا 21-خطیبی
22-نامجو 23-کوثری 24-لاجوردی
25-طبیب زاده
ـــــــــــــــــــــــــــ
این لیست جبهه پایداری بود ، البته من خودم بجای آلیا به کازرونی رای می دم.

