تبليغاتX
دام دوست!
چند حدیث از امام معصوم و مظلوم، هادی علیه السلام

 

امام هادي‏(عليه السلام) فرمودند:
العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ ، داعٍ إلَي الغَمطِ والجَهلِ؛
خودپسندی، آدمی را از دانش‏جويی باز می دارد و به ‏ناسپاسي و انكار حق می خواند.
[
بحار الأنوار، ج 72، ص 199]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلسَّهَرُ اَلَذُّ لِلْمَنامِ وَالْجُوعُ يَزيدُ فيطيبِ الطَّعامِ؛
بى‏خوابى، خواب را لذيذتر مى‏كند و گرسنگى، خوراك را گواراتر مى‏سازد.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 369.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ ولِلْجازِعِ اثْنتانِ؛
مصيبت براى‏كسى‏كه صبر مى‏كند، يك مشكل بيش نيست، ولى براى كسى كه بى‏تابى مى‏كند، دوتاست.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 369.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
العِتابُ مِفْتاحُ الثِّقالِ وَالْعِتابُ خَيرٌ مِنَ الْحِقْدِ.
سرزنش، كليد آزار است و سرزنش بهتر از كينه است. (يعنى اگر نسبت به كسى كينه در دل داشته باشى بدتر از آن است كه او را سرزنش كنى.)
[
بحارالأنوار ج 78 ص 369.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلْمَقاديرُ تُريكَ ما لَمْ يَخْطُرْ بِبالِكَ؛
حسابرسى‏ها، آنچه را كه به ذهنت خطور نمى‏كند به تو نشان خواهد داد.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 368.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلْهَزْلُ فُكاهَةُ السُّفهاءِ وَصِناعَةُ الجُهّالْ؛
مزاح و شوخى، خوشمزگىِ نابخردان و حرفه جاهلان است.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 369.]


 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اُذْكُرْ مَصْرَعَكَ بَيْنَ يَدَىْ اَهْلِكَ وَلاطَبيبٌ يَمْنَعُكَ وَلاحَبيبٌ يَنْفَعُكَ؛
به ياد آور لحظه‏اى را كه در مقابل بستگانت جان مى‏دهى، كه نه طبيب، كارى مى‏تواند بكند و نه از دوست كارى ساخته است.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 370.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
ألْحِكْمَةُ لاتَنْجَعُ فِى‏الطِّباعِ الْفاسِدَةِ؛
حكمت در سرشت‏هاى فاسد تأثيرى ندارد.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 370.]

 

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اِيّاكَ وَالْحَسَدَ فَاِنَّهُ يَبينُ فيكَ وَلايَعْمَلُ فى عَدُوِّكَ؛
از حسد بپرهيز، چون حسادت تو آشكار مى‏شود و در دشمنت هـم تأثيرى ندارد.
[
بحارالأنوار، ج 78 ص 370.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
حُسنُ الصُّورَةِ جَمالٌ ظاهِرٌ. و حُسنُ العَقلِ جمالٌ باطِنٌ؛
نيكويى صورت، زيبايى ظاهر است، و نيكى خرد، زيبايى باطن است.
[
مآثراالكبراء، ج 3 ص 222.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلْغَضَبُ عَلى مَنْ تَمْلِكُ لُؤْمٌ؛
غضب كردن بركسى‏كه اختيارش با توست، موجـب سرزنش و پستى است.
[
بحارالأنوار ج 78 ص 370.]

 

قالَ الإمامُ الْهادي عليه‏السلام لِلْمُتوَكِلِّ فى جَوابِ كَلامٍ دارَ بَينَهُما : لاتَطلُبِ الصَّفا مِمَّنْ كَدَرتَ عَلَيْهِ، وَلاَ الْوَفاءَ مِمَّنْ غَدَرْتَ بِهِ، وَلاَ النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سوُءَ ظَنِّكَ الِيهِ، فَإنَّما قَلبُ غَيْرِكَ كَقَلْبِكَ لَهُ؛
امام هادى (عليه‏السلام) در جواب سخنى كه ميان اسشان و متوكّل گذشت، فرمودند: از كسى‏كه نسبت به او كدورتى دارى خوشى نطلب، و از كسى كه به او خيانت كرده‏اى وفا نخواه، و از كسى كه به او بدگمانى، خيرخواهى نخواه، چون هر چه تو نسبت به او در دل دارى، او هم نسبت به تو در دل دارد.
[
بحارالانوار، ج 78 ص 370.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
خَيْرٌ مِنَ الْخَيْرِ فاعِلُهُ، وَاَجْمَلُ مِنَ الْجَميلِ قائِلُهُ، وَأرْجَحُ مِنَ الْعِلمِ حامِلُهُ، وَشَرٌّ مِنَ الشَّرِّ جالِبُهُ، وَاَهْوَلُ مِنَ الْهَوْلِ راكِبُهُ؛
بهتر از كار خير، انجام دهنده آن است، و زيباتر از سخن زيبا، گوينده آن است، و برتر از دانش، دانشمند است، و بدتر از بدى، آورنده آن است، و ترسناك‏تر از وحشت، ترسو است.
[
بحارالانوار، ج 78، ص 370]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلجَهْلُ والبُخْلُ أذَمُّ الأخلاقِ؛
جهل و بخل بدترين صفات اخلاقى است.
[
مآثرا الكبراء ج 3 ص 222.]

 

امام هادى (عليه‏السلام) فرمودند:
اَلْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ؛
حسد، خوبيها را از بين مى‏برد و خودخواهى، دشمنى و بيزارى مى‏آورد.
[
بحارالانوار ج 72 ص 199.]

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعــت18:16 تــوسط فاطمه زندشیراز |
نظرات‌ جالب ابوالفضل پورعرب درباره شهید آوینی

 
مرتضی موهبت سینمای ایران بود و هست
و خواهد بود و نامش تا همیشه در سینما جاودانه خواهد بود.

 آوینی فیلم: درباره ی شهید بزرگوار آوینی و نگاه خاص و منتقدانه او در سینما نظر "ابولفضل پورعرب" را جویا شدیم كه او در این باره گفت: به نظر من شهید آوینی بر می گردد و با صدایش دوباره همه را بیدار می كند. او با شهدا بر می گردد.

وی افزود: شما نظر مخالفان را هم اگر درباره ی شهید آوینی بررسی كنید بسیار از نام او با احترام یاد می كنند وقتی مخالفان هم از یك نفر اینگونه تعریف می كنند معلوم است كه این شخصیت چه كسی است و منشش چیست.

پورعرب با بیان اینکه این شهید بزرگوار ساده و مقدس و پاك كار می كرد تاکید کرد: مرتضی موهبت سینمای ایران بود و هست و خواهد بود و نامش تا همیشه در سینما جاودانه خواهد بود.

به گفته وی "یكی دیگر از امتیازات شهید آوینی صداقت بود او شاید مستقیم در سینما كار نمی كرد اما دوربین بدست بود و با آن صدای گیرا و جذابش بسیار خوب كار می كرد و مجموعه های روایت فتح را بوجود می آورد كه بسیار دیدنی بوده است".

این بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به اینکه او نگاه منقدانه ی خوبی نسبت به سینما بود و یك منتقد توانای سینما اظهار داشت: اگر بخواهم خودمانی بگویم من نه جزء صنف مسلمانان سینما هستم نه جزء كافران اما نظرم درباره ی آوینی این است كه او یك بركت بود و زود پر كشید رفت.

وی ادامه داد: البته به نظر من خوب شد كه زود پر كشید و رفت و نماند تا این روزها را ببیند كه یك سری آدم برای سكه شب عید از 7 صبح تا 7 شب صف می كشند. خوب شد رفت و ندید كه دشمن الان چه كار می كند و چه حوادثی اتفاق می افتد.

بازیگر سریال "تنهاترین سردار" گفت: مرتضی با آن نگاه خاص خودش به سراغ مذهبی ها می رفت و حرف امام را تبییین می كرد كه سینما اگر در آن فحشا نباشد هیچ مشكلی ندارد و بسیار خوب است و از این نگاه در قشر مذهبی جامعه دفاع می كرد.

وی با بیان اینکه یكی دیگر از خصوصیات آوینی این بود كه با موج حركت نمی كرد و موج سوار نبود و دنبال حقیقت بود خاطرنشان کرد: به نظر من اگر آوینی امروز بود بر این حوادث سكوت نمی كرد. او جانش كه عزیزترین چیز آدمی است را در راه عقیده اش داد وقتی رفت با آن نگاهش حرف می زد انگار كه منتظر بود.

پورعرب با یادآوری اینکه شهید آوینی انتظار شهادت را می كشید و زیبا و آرام رفت افزود: من صدای پر و گیرایش را در برنامه هایش شنیده بودم اما هنگامی كه قیافه اش را دیدم باورم نشد.

بازیگر برتر جشنواره پانزدهم فیلم فجر در پایان درباره ی ارادت و احترام خود به این شهید بزرگوار گفت: من بعد از فوت خواهرم در فیلمی بازی نكرده ام و درحال حاضر پیگیر كارگردانی یك فیلمنامه هستم اما مطمئن باشید من در اولین فیلمی كه بازی كنم حتما از این شهید بزرگوار اسم خواهم برد.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعــت18:12 تــوسط فاطمه زندشیراز |
پشت پرده توهين به امام علي النقي ارواحنافدا۰

بسم الله الرحمن الرحیم
مى خواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند وحال آنكه خدا نور خود را كامل خواهد گردانيد گر چه كافران را ناخوش افتد...سوره مباركه صف آيه ۸

امام علی النقی علیه السلام:
ألْحِكْمَةُ لاتَنْجَعُ فِىالطِّباعِ الْفاسِدَةِ؛
حكمت در سرشتهاى فاسد تأثيرى ندارد
(بحارالأنوار، ج ۷۸ ص ۳۷۰)

تمسخر و وهن پیام ادیان و دیانت مردمان کهنه ترین و هرزترین ابزار دین ستیزانی است که کاری جز این در برابر هیمنه ادیان از آنها بر نمی آید. پشت صحنه البته , همیشه عروسک گردانانی هستند که دین ستیز های لوده را می آرایند و به میدان میفرستند و به تماشا می نشینند تا شاید از آزار و اذیت و تمسخر مومنان بهره ای هرچند کوتاه ببرند .
دین ستیزان مطلع تر می دانند که این روش یک رویه ارتجاعی است که از هزارها سال پیش به قدمت پیام ادیان مورد استفاده ایشان بوده و البته کمترین تاثیرگذاری را هم در تقابل با ادیان دارد . اما عده ای از همراهان آنها هستند که جز لودگی و تمسخر کاری از انها برنمی آید و از قضا قربانی کردن انها مفید تر از حضور آنها است !
کمتر پیش می آید که این دو با هم یکجا دیده شوند .اما در مصاحبه هاي ( بخوانید مدافعه ها ) اخیر بی بی سی فارسی با "شاهین نجفی " این پدیده قابل رویت بود . شاهین نجفی خواننده ای است که چندی پیش در هجو انتظار و ظهور ترانه ای بنام "مهدی" خواند . اما شهوت شهرت وی از بازخوردهای این ترانه توهین آمیز سیراب نشد و اقدام به خواندن ترانه ای دیگر به نام "نقی " نمود که در آن از هیچ تلاشی برای پاشیدن خاک به آفتاب دریغ نکرده است . وبرای اینکه اطمینان یابد بازخودرهای این توهین ها به اندازه کافی شديد خواهد بود پوستر این ترانه را هم وهن گنبد طلایی ائمه با نصب پرچم همجنسگرایان بالای گنبد و پرواز کلاغها بجای کبوترها و تشبیهی که ادب قلم مانع توصیف آن است قرارداده است .
شاهین نجفی قبل از هرچیز یک قربانی است .قربانی سیاست های دین ستیزی و اسلام هراسی دشمنان مردم است که سالهاست در فضای مجازی و رسانه ای غربی به زبانهای مختلف تدارک دیده شده است . شاهین نجفی یک قربانی رقت انگیز است . تراوشات ذهنی وی که برخی نام هنر بر آن می نهند ناشی از عدم درک و هضم روابط و معلول ها میان پنداشته هاي ذهن مجازی اش با گذاره های واقعی در دنیای حقیقی است . در پس سطور و تصویرسازی توهین آمیز و تاریکی نفرت وی از مردمش گره های ذهنی رقت انگیزی نمایان است . ذهنی که نتوانسته با مردم و دیانت مردمان دیار خویش کنار بیاید . و به زعم خود به جنگ آنها رفته است .
در این میان همانها ( همان عروسک گردان ها ) که سالهاست اتش تهیه اسلام هراسی و اشاعه شبهه و تردید بر ایمان جوانان ریخته اند آش را شورتر از آنچه باید یافته اند و تقلا می کنند که این زیاده روی را چاره ای جویند . بی بی سی فارسی که در غایله قران سوزی تری جونز هم به دفاع از وی گریبان دریده بود , بلافاصله تلاش کرد شاهین نجفی را از ننگ اهانت به ائمه تبرئه کند . در این مصاحبه اینترنتی مجری بی بی سی فارسی تلاش می کند ادعای عدم توهین به ائمه علیهم السلام را در دهان شاهین نجفی بکارد اما وی انقدر باهوش نیست که درک کند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. گردانندگان بی بی سی فارسی که از وی نا امید می شوند روی مولفه دیگر خبر یعنی صحت و سقم فتوای صادر شده متمرکز می شوند .
همکاران بی بی سی فارسی در صدای آمریکا و رادیو اروپای آزاد گویا بعد از توجیه شاهین نجفی در مصاحبه با وی نقش تکمیلی را ایفا می کنند تا جایی که در ادعای مضحکی , وی به توصیه دوستانش اتها م توهین به ائمه علیهم السلام را رد می کند اما در موضعی کودکانه و لجوجانه باز بر همان توهین ها اصرار می ورزد و اين بار جامعه ایرانی معترض را نیز از توهین های خود بی نصیب نمی گذارد و آنها را دگم و نادان نسبت به هنر می داند . وی هنوز متوجه نشده است ادامه این رویه و اصرار بر توهین و تمسخر اعتقادات مردم میتواند نقطه پایانی رقت انگیز بر فعالیت به اصطلاح هنری اش باشد .
فهم چرایی این عملکرد چندان سخت نیست . دین ستیزان مطلع تر نقش تندروی ها و توهین های اینچنینی در اتحاد و یکپارچگی جامعه مذهبی را می دانند و روش استحاله تدریجی پای آهنگ های رپ اباحه سرا یا رپ های پرسر و صدای جنبش سبز یا دستنوشته های شیک لائیک و سکولار را موثرتر می پندارند.
بر خلاف جو سازی های رسانه های دروغین ضد اسلامی هنوز هیچ فتوای اختصاصی در مورد این هتاک صادر نشده است و همه آنچه در شبکه های اجتماعی یا رسانه های ضد اسلامی منتشر شده پاسخ به سوالهای عمومی مراجعه کنندگان است
اما موج حماسه ساز برخاسته از جوشش مردمی و غیرت ایرانیان از هر طیفی که توهین و تمسخر آیینشان را برنمی تابند چندان بلند است که که عروسک گردانان را به تلاش برای تصحیح این توهین و تندروی واداشته است . آنان از این بیم دارند که موج این اعتراضات بیش از این به بدنه مذهبی جامعه سرایت کرده و منجر به عکس العمل های جدی جامعه مذهبی ایران و مراجع عظام گردد . پافشاری این رسانه ها بر انتساب دروغین این اعتراضات به نیروهای دولتی و حزب اللهی در این راستا ارزیابی می شود . آنان امیدوارند با مهار و مدیریت این عکس العمل ها زمینه گام های بعدی را فراهم آورند .
آنچه از مجازات این هتاک مهمتر است عدم غفلت از وقایع منطقه و درک ضرورت های این برهه حساس تاریخی است . از زمانی که پای استعمار غربی به این منطقه باز شده است مهمترین دست آویز استمرار سیطره و تسلط آنها بر منطقه تشدید اختلافات مذهبی و قومی و عقیدتی بوده است . گفتگو و توازن و تعادل میان طیف های مختلف فکری و مذهبی در این منطقه به هیچ وجه به نفع آنها نبوده تا جاییکه پیوسته اقدامات آنها در ایجاد کلنی های اختلاف در منطقه و ایران قابل رصد است .
کنار رفتن نقاب همراهی با دین غیر سیاسی سکولاریسم انگلیسی و تشدید دین ستیزی های توهین آمیز و همزمانی آن با رسوایی آشکار وهابیت سعودی و نمونه ترکی در پیشبرد سیاستهای غرب در مقابله با جبهه مقاومت و تلاش آنها برای نجات صهیونیستها در این برهه حساس تاریخی باید ما را از هر طیف فکری با اندک تعلق خاطری به اسلام نبوی (ص) به اتحاد و انسجام بیشتر وادارد .
بر خلاف فاصله های موجود میان ما از گرایشهای مختلف و عناوین و برچسب هایی که ما عادت داریم میان یکدیگر رد و بدل کنیم آنها همه ما مذهبی ها را تا زمانی که اندک تعلق و رنگ و بویی از اسلام داشته باشیم به یک چشم می نگرند . پرده تزویر مسلمان خوب و مسلمان بد یا اسلام سیاسی و اسلام غیر سیاسی در صحنه بین الملل مدتهاست که برافتاده است اما متاسفانه داخل ایران این فرآیند به خوبی تبیین و تشریح نشده است . در جریان اخیر رسانه های فارسی زبان وابسته به اردوگاه غرب تلاش می کنند که مولفه سازی و سپس نهاد سازی رسانه ای کنند . از مولفه های مورد تاکید آنها که هر مسلمان خوبی از دید آنها باید دارا باشد بی تفاوتی مقابل همین توهین هاست به این معنی که هر کس هرگونه خواست می تواند ارزش ها و اعتقادات دیگران را دست آویز و بازیچه سرگرمی و هنر نمایی خود کند و معتقدان به آن ارزشها نیز در جامعه متمدن امروزی نباید متعرض وی شوند وگرنه بلافاصله برچسب های اسلام سیاسی و حزب الهی و دولتی خواهند خورد . این فرایند تا آنجایی پیش می رود که در گزارش یکی از موسسات پژوهشی آمریکایی از میان چند گزینه ای که برای تشخیص اسلام مطلوب از اسلام نا مطلوب به زعم آنها پیشنهاد می شود شاخص برسمیت شناختن حقوق همجنسگرایان است . به این معنی که هر مسلمانی که بتواند بر خلاف نصوص صریح قرآن حقوق همجنسگرایان را برسمیت بشناسد مسلمان مطلوب و در غیر این صورت مسلمان نامطلوب است .
فراتر از نهاد سازی رسانه های بیگانه جامعه ایرانی از مسلمان و غیر مسلمان از مذهبی حزب اللهی و غیر حزب الهی ... متدین دولتی و سنتی ... و حتی غیر مذهبی رپ خوان نیز نسبت به این نوع توهین ها واکنش نشان می دهد و نشانی از هنر و ادب و تمدن در آن نمیابد . در این میان حتی غیرت ورزی دینی کسانی که چندی است میان آنها و نظام فاصله افتاده نباید مستمسک ملامت قرار گیرد بلکه شایسته است دست آویزی برای درخواست همیشگی مردم در جهت تعیین پررنگ تر مرزها با دین ستیزان غریبه با اسلام و انقلاب تلقی گردد.
اگر وهابی "دین مدار" سعودی و رسانه های "دین ستیز" انگلیسی در تخریب گنبد سامرا و وهن تصویری آن به اشتراک می رسند ضروری است ما نیز از هر گرایش و سلیقه ای بدور از هرگونه انفعال و پراکندگی پاسخی مناسب این سناریو تدارک بببینیم . در این راه ضرورتی ندارد اختلاف سلیقه ها و گرایش ها را فراموش کنیم بلکه یک اقدام هماهنگ و در خور جامعه ایران می تواند هزینه این اقدامات را برای هتاکان بسیار بالا ببرد و اجرای مکرر این سناریوی تکراری را ناکام گذارد .
+ نوشته شـــده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعــت17:46 تــوسط فاطمه زندشیراز |
عجب عکسیه
+ نوشته شـــده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعــت20:16 تــوسط فاطمه زندشیراز |
اسرائیل، زیربنای امریکا

جزیره لیبرتی یا آزادی، جزیره ای است در بالای خلیج کوچک نیویورک، ایلات متحده آمریکا که مجسمه آزادی در آن قرار دارد. این جزیره ۵ هکتاری حدودا در ۲/۴ کیلومتری جنوب غربی جزیره منهتن واقع شده است. قبل از این که در سال ۱۹۵۶، نام این جزیره به طور رسمی تغییر کند، جزیره بدلو نامیده می شد. مجسمه آزادی که توسط کشور فرانسه در سال ۱۸۸۴ به ایالات متحده داده شده بود در سال ۱۸۸۶ به این جزیره اهدا گردید. این مجسمه بر روی یک ستون در فورت وود قرار گرفته که دیوارهایش به شکل ستاره ۱۱ گوشه ای در طی سال های ۱۸۰۶ تا ۱۸۱۱ ساخته شد. در این جزیره تا سال ۱۹۳۷ قرارگاه نظامی وجود داشت. مجسمه آزادی در سال ۱۹۲۴ بنا شد، اما این اثر تاریخی و ملی در آن زمان محوطه بیرونی دیوارهای فورت وود را شامل نمی شد. بقیه جزیره نیز در سال ۱۹۳۷ به این اثر تاریخی و شاهکار ملی پیوست. این جزیره توسط خدمات رسانی پارک ملی اداره می شود. دفاتر اداری و منازل مسکونی کارمندان خدمات پارک ملی نیز در این جزیره بنا شده اند. این جزیره در حوزه استحفاظی و قلمرو قانونی ایالت نیویورک قرار دارد.


به ستاره ی داوود توجه کنید.

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعــت19:40 تــوسط فاطمه زندشیراز |
یا علی
بلند آسمان جایگاه من است
Sky high is my place
دل پاک حق جان پناه من است
The pure heart of Lord is my fortress
سحر تا غروب در خروشم مگر
Dawn to sunset I roar unless
از آن غروب صبحگاه من است
From that sunset is my morning
هراسی ندارم از طوفان نوح
I fear no Noah's storm
علی مرد حق چون که شاه من است
Ali the man of truth cause is my king
نگردد کسوفی در این آسمان
No eclipse can come to this sky
که سوی خدا نور ماه من است
That towards God is the light of my moon
تو آسوده باش و نترس از عدو
You be at ease and fear no foe
عدو در هراس از نگاه من است
Foe is alarmed from my sight
در این آسمان مرغ شوم فریب
In this sky the ominous bird of lure
اگر دیده شد از گناه من است
If is seen will be from my sin
نبینی تو هرگز گناهی زمن
Shall see no sin from me never
که تاریخ ایران گواه من است
That the history of Iran is my witness
تو آزرده از مکر دشمن مشو
Be not vexed from the lure of the foe
که دشمن کشی راه و رسم من است
That foe killing is my path and custom
در این ره شهادت مرا آرزوست
In this road Martyrdom is my dream
شفای دل روسیاه من است
Is the remedy to my shameful heart

+ نوشته شـــده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعــت12:28 تــوسط فاطمه زندشیراز |
آیت شماره 1 «گوزن»
این پست قریب به مضمون است نه سخن دقیق امام صادق علیه السلام. توصیه می شود متن کامل را در لینک این وبلاگ بخوانید تا مدهوش آیت بینی امام صادق علیه السلام شوید.

امام صادق علیه السلام در سال های حیات خودشان روایتی به اسم حدیث توحید مفضّل دارند. ایشان در این حدیث آیات شگفتی از خلقت را بیان می کنند، که اگر شیعه این نگاه آیت بین را پی می گرفت، امروز دایره المعارفی از آیت های آفرینش داشت.

حضرت (ع)، در این حدیث آیت گوزن را به مفضل این گونه می فرمایند:

حیوانات علفخواری مانند شتر، خر، گورخر، گوزن و... وقتی در دشت و صحرا چرا می کنند، بعضاً در بین علف ها لانه ی ماری قرار دارد و آن ها متوجه آن نمی شوند، این مار هم با دیدن پوزه ی این حیوانات احساس خطر می کند و پوزه آن ها را نیش می زند و به این ترتیب حیوان به هلاکت می رسد. اما در این  بین گوزن پوزه کوچک تر و سرعت عمل بالا تری  دارد و در یک حرکت مار را به طور کامل میبلعد و مار بلعیده شده دیگر نمی تواند زهر خود را وارد بدن گوزن کند.در این شرایط گوزن بسیار تشنه می شود اما می داند که با خوردن آب زهرمار در تمام بدنش پخش شده و او را می کشد بنا براین در کنار آب زوزه می کشد و سم می کوبد ولی خویشتن پایی کرده و از آن آب نمی خورد تا زمانیکه مار از بدن او دفع شود.

به تعبیر امام صادق(ع) انسان با تقوا باید همانند آن گوزن اگر گناهی کرد و زهر آن گناه وارد روحش شد باید با خویشتن پایی و دوری از آن گناه روح خود را دوباره پالایش کند و به قول امام صادق(ع) :

مفضّل، در تقوا مانند گوزنی باش که مار خورده است.

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعــت15:0 تــوسط فاطمه زندشیراز |
آیت چیست؟

بر اساس آیات قرآن کریم ایمان و کفر، هفت متعلق دارند:

ایمان و کفر به

            الله

           غیب

           ملائک

           انبیا

           کتاب

           قیامت

           و آیات الهی

 

اگر ایمان به هر یک از این ها نفی شود در پی آن خواه ناخواه ایمان به هر شش متعلق دیگر نیز نفی می شود؛ به طور مثال فرد باید به غیب مومن باشد تا به الله، ملائک و... هم ایمان داشته باشد یا اگر کسی به وجود ملائک کافر باشد نمی تواند به کتاب، انبیا و ... هم ایمان بیاورد.

طی سالیان، اندیشمندان مسلمان و ادیان دیگر بر روی شش متعلق اول پژوهش هایی انجام داده اند اما آنچه از آن غفلت شده آیات الهی است؛ باید به این نکته توجه کرد که ایمان به آیات الهی مقوله ای جدا از ایمان به آیه های قرآن است چرا که ایمان به آیه های قرآن در متعلق ایمان به کتاب ذکر شده است.

بنا بر این در اینجا پرسش اصلی این است که این آیات الهی چیست؟

واژه ی «آیه» قدمتی بالغ بر چهارهزار سال دارد. ریشه ی آن به زبان آرامی به معنی «اشاره» برمی گردد و در یک جمله آیت را می توان این گونه تعریف کرد: «آیت، نشانی حبس شده در پدیده ها است.»

نکته ی دیگری که در این جا حائز اهمیت است این است که پایه ی حکمت نیز آیه است. بر همین اساس هر کس بتواند آیت موجود در پس پرده ی پدیده ها را کشف کند حکیم است؛ به همین میزان فرد هر قدر آیت بیشتری بداند حکیم تر است زیرا حکیم بودن ذودرجه است به گونه ای که «الله» طبق آیات قرآن حکیم مطلق است و خود قرآن نیز حکیم خوانده شده است.

همان طور که اشاره شد اساس حکمت آیه است، اما اساس فلسفه آرخه (کلمه ی یونانی) است؛ و از این جا اولین رگه های تفاوت حکمت و فلسفه مشخص می شود. خداوند می فرماید: «یؤتی الحکمه من یشاء» یعنی حکمت آن قدر ارزشمند است که پروردگار عالم آن را به هرکه "بخواهد" عطا می کند و آن، طبق آیات مصحف شریف، خیر کثیر است. آن چه این جا مورد تاکید است توجه به این نکته است که نباید حکمت همان فلسفه انگاشته شود چرا که تاریخ، فیلسوفان ملحد و کافر زیادی به خود دیده است در حالی که اگر خیر کثیر به آن ها رسیده بود حداقل کافر نبودند و این در حالیست که امکان ندارد حکیمی کافر باشد. اما دو فیلسوف با درجه فیلسوفی یکسان، یکی می تواند، مثل علامه طباطبایی، مومن و موحد و دیگری، مثل دیوید هیوم که به الحاد خودش اعتراف کرده بود، کافر و مشرک باشد.

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعــت12:58 تــوسط فاطمه زندشیراز |
"از علی دایی تا دایی علی"

علی دایی متولد 1348 است و دایی علی هم متولد 1348
دایی علی سال 1360دندانه ای ناقابل به زیر تاریخ تولد شناسنامه اش اضافه کرد تا مجوز حضور در جبهه های جنگ تحمیلی را در سن 12 سالگی دریافت کند.

همزمان که علی دایی سرش را مقابل توپ قرار می داد برای اعتلای ورزش کشورش ,دایی علی نیز برای حفظ سرحدات مرزی کشورش سرش را مقابل توپ و تانک و خمپاره و... قرار می داد.
...
نتیجه این شد که علی دایی با بیش از 100گل زده شده,شده آقای گل جهان ودایی علی با شکار بیش از 100 تانک مجاوز عراقی,شده جانباز و خانه نشین....

هم اکنون علی دایی به علت سرعت در رانندگی و صدمات وارده در تصادف,در بیمارستان بستری است و دایی علی هم به دلیل عارضه ی شیمیایی....

خبر بستری شدن علی دایی به عنوان قهرمان ملی در تمامی بخش های مختلف خبری (دقت فرمایید تمام بخش های خبری,نه بخش خبر ورزشی)پخش شد!ولی خبر بستری شدن دایی علی را هیچ کس متوجه نشد.

همزمان با خبر تصادف علی دایی,سه رزمنده دلاور سپاه برای کمک رسانی به مردم,جانشان فدا شد ولی هیچ کس این خبر را هم ندید.

در همین ایام,رکوردار سنی جانبازان شهید شد,کسی نفهمید!زیرا متولیان فرهنگی از جمله صدا وسیما نخواستند بفهمند که علی دایی و امثال اومدیون جانفشانی دایی علی و امثال او هستند.شاید هم فهمیدند و نخواستند روحیه ی عشق و ایثار,قدری فضای بهاری کشور را عطرآگین کند.

شاید می خواهند نسل جدید بجای آنکه مانند دایی علی لنگ هزینه های درمانی در شب عید باشد,غصه ی ساعت رولکس چند ده میلیونی علی دایی را بخورد!

برای علی دایی هلی کوپتر جهت انتقالش به خصوصی ترین و ایضا بهترین بیمارستان تهران اعزام می شود و کل هزینه های سهل انگاری او را حضرات دست در کیسه ی بیت المال تقبل می کنند ولی امثال دایی علی باید با همان امدادهای غیبی ,روزگار خود را سر کنند!هر چند که دیگر نه طلایی باقی مانده و نه فرشی و نه....تا غیب شود و هزینه های زندگی او تامین!!


در هنگام تحویل سال1391 از چند ساعت قبل ,تمامی شبکه های صدا و سیما ,حتی خواننده ها و هنرپیشه های دست چندم و فوتبالست های از رده خارج را به برنامه ی خود آورده بودند ولی دریغ از یک رزمنده یا جانباز یا خانواده ی شهید و....

وقتی در الگوسازی ها و معرفی معیارهای ارزشی ,اینگونه وارونه و تبعیض آمیز عمل می کنیم,چه انتظاری از جوانان و جامعه داریم؟...

 

مشاهده ی عکس علی دایی و دایی علی: 

+ نوشته شـــده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعــت22:10 تــوسط فاطمه زندشیراز |
جبهه پایداری
آیت الله مصباح یزدی : جبهه پایداری را به سایر گروه ها ترجیح میدهم.

1- حسینیان                               2-سقای بی ریا                                 3- زارعی

4-سلیمانی                                  5-نبویان                                        6-روانبخش

7-کوچک زاده                              8-رسایی                                        9-حمیدزاده

10-نوباوه                                    11-سید مهدی هاشمی                     12-آلیا

13-جوانمردی                               14-دهقان                                     15-محمدی

16-صفارزاده                                17-خلیلیان                                    18-طلا

19-کفایتی                                  20-استادآقا                                    21-خطیبی

22-نامجو                                    23-کوثری                                     24-لاجوردی

25-طبیب زاده

ـــــــــــــــــــــــــــ

این لیست جبهه پایداری بود ، البته من خودم بجای آلیا به کازرونی رای می دم.

+ نوشته شـــده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعــت21:4 تــوسط فاطمه زندشیراز |